دکتر عبدالصاحب یادگاری
تاریخ انتشار: ۲۳:۱۶ - ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ - 2017 June 12
با حدوث جنگ جهانی اول در سال 1914، عثمانی(امپراتوری ترك)، كه از دخالتهای مستمر انگلستان در امور داخلی خود به تنگ آمده بود، در كنار آلمان امپراتوری، با مدیریت ویلهلم، قرار گرفت و به مقابله با انگلیس و فرانسه پرداخت. 

با موضعگیری عثمانی علیه متفقین، سرویس های اطلاعاتی انگلستان در شبه جزیره عرب، بوسیله عوامل خود از جمله كلنل لارنس با تماس با سران معترض سلطه اتراك بر شبه جزیره عرب از جمله شریف حسین(حاكم محلی شهر مكه)، مردم حجاز را به قیام علیه عثمانی برانگیخت. 

كلنل لارنس طی نامه ای با مهر ژنرال ماكماهون،(فرماندار انگلیس حاكم بر سرزمین مصر) به شریف حسین این پیام را داد كه : در فردای جنگ جهانی، در صورتیكه شریف حسین اعراب را علیه عثمانی بشوراند، دولت انگلستان متعهد میشود كه شریف حسین را در سند امپراتوری اعراب جای دهد. 

در گوشه ای دیگر از شبه جزیره العرب(در نجد) دهكده ای بود، با نام الدرعیه، كه رئیس قبیله آن مردی بود با نام محمد بن سعود، كه در كنارش یك مدعی مذهب ساختگی جای داشت با نام محمد بن عبدالوهاب.

ایندو محمد بوسیله یكی دیگر از جاسوسان انگلیس با نام فیلپی(كه بعدها ادعا كرد مسلمان شده است و برخود عنوان عبداله فیلپی گذاشت كه اهالی قبیله الدرعیه در پشت سر او به نماز خواندن میپرداختند!) به این اندیشه تغذیه شدند، كه یكی فرمانده نیروهای اعراب را در شبه جزیره عرب بر عهده گیرد و دیگری، یعنی محمد بن عبدالوهاب، رهبری مذهبی – فرهنگی اسلام، باصطلاح اصلاح شده، با عنوان وهابیت، را مدیریت كند. 


در جریان جنگ، در سال 1916 نمایندگان دولتین انگلیس و فرانسه، بمنظور تجزیه لاشه عثمانی، در شهر قاهره، نشستی برگزار كردند و طی آن قرارداد ی با عنوان(سایكس – پیكو) به امضاء رساندند،(كه از لحاظ تاریخی شبیه لایحه وثوق الدوله – پرسی كاكی بود، كه در 1919 در مورد ایران امضاء شد؛ چرا كه قرار داد سایكس – پیكو شبیه قرارداد وثوق الدوله – كاكس بود)، به این معنی كه منطقه محدود بین ساحل شرقی دریای مدیترانه تا خلیچ فارس،(كه بعدها با عنوان «خاور میانه عربی» موسوم شد، بین انگلیس و فرانسه تقسیم گردد و همه منابع آن، اعم از تجارت و منابع زیر زمینی آن در اختیار دولتین انگلیس و فرانسه قرار گیرد، كه قرارداد سایكس پیكو، به تعبیری «نقشه قدیم خاور میانه عربی» تلقی میگردد.

یكسال پیشتر، یعنی در 1915، بمنظور تاكید برقرارداد 1907 در مورد تقسیم میهن عزیز ما، ایران، نشستی، و اینبار، با حضور نماینده امپریالیسم روسیه، برگزار شد و امپریالیسم انگلیس و روسیه توافق كردند كه : اگر بنا بر قرار داد 1907، در مورد تقسیم ایران، شهر تهران خارج از حوزه تصرف دولتین انگلیس و روسیه مانده بود، اینبار تهران نیز مشمول سلطه امپریالیست های روسیه قرار گیرد كه این سیاستهای تجاوزكارانه امپریالیست های روس و انگلیس نتیجه دخالت توده مردمی است كه فاقد بینش سیاسی هستند و نمیدانند كه مدیریت كشور رسالتی است بر عهده فلاسفه سیاسی و نه فراماسونها و توده ای های همیشه خائن.


بر اثر سرمایه گذاری های آلمان امپراتوری در 1917 در كشور روسیه و با مأموریت لنین فرصت طلب، كه در اندیشه كسب انتقام از نیكلای تزار كه برادرش را بقتل رسانده بود، در روسیه، نخست از سوی ملوانان بندر پترزبورگ، شورشی بر پا شد، كه مارك های طلای آلمان امپراتوری باعث شد شورش سراسر روسیه را فرا گیرد؛ و نتیجتاً به سقوط نظام سلطنتی خاندان رومانوف منجر شود.


از 1917(سال باصطلاح انقلاب كمونیستی – ماركسیستی در روسیه) تا 1920(سال امضای قرارداد همكاری های اقتصادی روسیه و انگلیس، كه مدیریت سیاسی شوروی، با ریاست لنین، با عنوان «نپ»(سیاست اقتصادی جدید) آنرا مطرح كرد و به اجرا گذاشت، كه بر اثر آن سرمایه های انگلیس در بنیادهای اقتصادی فرسوده روسیه بكار افتاد و روسیه در حال سقوط را، مجدد احیاء كرد، روسیه لنین، در مقابل، متعهد شد كه از دادن كمك های نظامی و تسلیحاتی به یونس كوچك خان خودداری كند و متعاقباً سه هزار افسر و درجه دار شوروی كه بمنظور هدایت و ایجاد موفقیت برای شورش جنگل در كنار و اطراف یونس كوچك خان، كه با كمك خارجی ها(روسها) بنا داشت(بمانند سید جعفر پیشه وری كمونیست بی هویت در آذربایجان) در گیلان باصطلاح انقلابی بر پا كند، كه اگر این توطئه و آن غائله پیروز میشد، گیلان تا نزدیكی های تهران، بمانند قفقاز، از میهن عزیز مأجدا میشد، كه در همین جا گفته آگاهی بخش فیلسوف آتن، افلاطون در سطح ذهنیت من تداعی شد: كشور ها را فلاسفه سیاسی باید مدیریت كنند، تا در كشور امنیت مستقر شود و بالتبع جامعه از سعادت مادی و معنوی برخوردار گردد، چرا كه كار هر بز نیست خرمن كوفتن- گاو نر میخواهد و مرد كهن؛ و بهمین دلیل دكتر محمد مصدق، كه از دیدگاه من، از حیث بینش سیاسی همتای داریوش هخامنش بزرگ بود كه «مغ» عوام فریب را به زیر كشید و ایران را، با مدیریت آگاهانه و واقعبینانه، از تجزیه و بالتبع سقوط نجات داد، همانند و برابر میدانم، چرا كه دكتر مصدق، در رأس نهضت ملی و طی بیست و هشت ماه، با مدیریت آگاهانه و واقعبینانه، با شعار «ضرورت ملی كردن نفت» كه راه را برای حضور تدریجی «اراده ملی» در صحنه سیاست داخلی هموار كرد.


در پایان جنگ جهانی اول چون انگلستان در جریان جنگ بدلیل هزینه های جنگ از بانكهای ایالات متحده آمریكا وامهای گزافی دریافت داشته بود، كه با امضای قرارداد «وام و اجاره » بنا شد در پایان جنگ آنرا تادیه كند، انگلستان در مقابل برخی سرزمین های مستعمره خود، از جمله شبه جزیره العرب،(كه باطرد شریف حسین  و با رهبری فیلپی حاكمیت بر شبه جزیره العرب بطور مشروط و محدود از آن محمد بن سعود قرار گرفت) را در اختیار بانكهای آمریكائی قرارداد، كه شركت نفتی «ارامكو» از مصادیق آن تلقی میشود و نیز پنجاه درصد از سهام نفت كویت و همچنین 75/23 از سهام نفت عراق به آمریكا واگذار شد. در فردای جنگ جهانی اول، انگلستان، با همكاری فرانسه، در شرق سوئز، بمنظور نگهبانی از مصالح امپریالیستی خود، كشورهائی ساختگی بر پاداشت، از جمله عربستان سعودی كه فاقد هویت تاریخی بوده است و كشور اسرائیل، كه تا 1967، استراتژی انگلستان در خاورمیانه بر پایه دفاع همه جانبه از موجودیت اسرائیل استوار شده بود،، اما در پایان جنگ 1967، با طرح دو ادعای استراتژیك از سوی اسرائیل، كه برلبان وزیر خارجه وقت این كشور «اباابان » مطرح شد، دائر بر اینكه « از این پس اسرائیل باید در استثمار نفت كشورهای عرب مشاركت داشته باشد و نیز باید با كشورهای عرب، بمانند بازار مشترك اروپا بازاری مشترك بر پا دارد »، كه این دو ادعای اسرائیل از دیدگاه انگلستان ناقض قرار داد سایكس پیكو تلقی میشد و باعث گردید تا استراتژی انگلستان در خاورمیانه، كه چنانچه در بالا اشارت بردم، قبلاً بر اساس دفاع همه جانبه از اسرائیل بود، با یك تغییر صدو هشتاد درجه ای، بزیان اسرائیل و در ضدیت با اسرائیل، دگرگون شود، و چنانچه در نیم قرن پیش در كتاب « صد سال پا بپای حوادث در خاورمیانه عربی» نوشتم : 

جرج براون(وزیر خارجه وقت انگلستان وارد تل اوبو، پایتخت اسرائیل شد ویكراست. بخانه ابا ابان رفت و بر او فریاد كشید « ما شما را خلق كردیم و اكنون معترض ما و خواستار نفی حضور ما و مصالح ما شده اید» و سپس به دنبال موشه دایان رفت كه موشه دایان «وزیر دفاع وقت اسرائیل» خود را پنهان كرد؛ و چندی نگذشت كه گلوپ پاشا، فرمانده لژیون عرب در كشور اردن اعلام كرد «اسرائیل باید سرزمین های اشغال شده اعراب را پس دهد» و ژنرال دوگل «رئیس جمهور وقت فرانسه اعلام داشت اسرائیل باید اراضی اشغالشده اعراب را تخلیه كند»؛ و عبد الرحمن فرامرزی فراماسون در مجله یغما  چنین نوشت « اگر انگلستان، به منظور پیروزی اسرائیل در جنگ 1967 كتاب رمز ركن دو ارتش مصر را به اسرائیل نمیداد كه بر اثر آن اسرائیل توانست  چهار صد هواپیمای مصری را در باندهای محرمانه مصر ویران كند، حكومت تل اویو هرگز توانائی سركوب رژیم مصر جمال عبد الناصر را نمیداشت» كه مطالب منعكس از سوی عبد الرحمن فرامرزی فراماسون برای اسرائیل و صهیونیزم هشداری بود كه اسرائیل حد و مرز خود را بشناسد. 

اكنون با توجه به تغییر شرایط بین المللی، كه با سقوط رژیم كمونیستی روسیه شوروی آغاز شد و بالتبع از سوی مدیریت سیاسی آمریكا استراتژی تك قطبی با مدیریت جرج واكر بوش مطرح گردید، چون انگلستان در استقرار نظم نوین جهانی مطروحه از سوی آمریكای حزب جمهوریخواه برای خود جایگاه و نقشی احساس نمیكرد، از سوی دولتمردان و رسانه های گروهی انگلیس نظم نوین امریكایی مورد انتقاد قرار گرفت، چرا كه از كنفرانس بین الملل وستفالی در 1648 تا كنون مدیریت جهان سیاست و روابط بین الملل بر عهده انگلستان مانده است و نه فرانسه دوره ناپلئون بونا پارت و نه آلمان نازی در دوره آدولف هیتلر، كه خواستار نظم نوینی در جهان سیاست و روابط بین المللی بودند، توانستند از بریتانیای كبیر این مقام جهانی را سلب كنند، كه اینبار نیز انگلستان از طریق عوامل خود در آمریكا، با تعداد چهار میلیون فراماسون، باراك اوبامای فراماسون را به كاخ سفید اعزام داشت؛ كه این عضو حزب دمكرات انگلیس گرا، در وهله اول از صدارت خود شعار «تغییر» را مطرح كرد، كه تحلیلگران حوادث وتحولات سیاسی نتوانستند به مفهوم این شعار پی ببرند! ومن در یكی از ماهنامه ها زیر عنوان « مفهوم استراتژیك «تغییر» مطروحه از سوی باراك اوباما چیست» نوشتم : 

معنا و مفهوم شعار تغییر كه از سوی باراك اوباما مطرح شد، اینستكه : استراتژی سیاست خارجی ایالات متحده آمریكا كه بوسیله جورج واكر بوش رئیس جمهور قبلی، با شعار «تك قطبی» مطرح شده بود، بوسیله اوباما، رئیس جمهور جدید از حزب دمكرات، منتفی شده است، كه شعار «تغییر» مطروحه از سوی اوباما » به این معنی است كه استراتژی سیا ست خارجی ایالات متحده آمریكا، مجدداً بر پایه همكاری تنگاتنگ با انگلستان تنظیم و اجرا خواهد شد » ؛ كه این جابجائی، بیانی بود ه است از پتانسیل بریتانیای كبیر، كه همچنان به تنظیم و اداره روابط بین الملل، با محوریت « میز گرد» در لندن میپردازد، كه با استقرار مجدد نظم قدیم، آنهم باز با مدیریت انگلستان  نقشه  جدید خاورمیانه بنا سات بقرار ذیل و اینبار با مشاركت انگلیس و آمریكا، اجرا شود.

با توجه به وضع ژئوپلیتیك و ژئو استراتژیك و ژئواكونومیك خاورمیانه و حوزه خلیج فارس و ضرورت سقوط نظام های ساختگی كه در فردای جنگ جهانی اول، منظور نگهبانی از مصالح غرب و بویژه انگلستان در شرق سوئز بر پا شد، كه آخرین آنها عربستان سعودی و توابع آنها در ساحل جنوبی خلیج فارس بود، برپائی یك قدرت منطقه ای نیروند كه بتواند پاسدار این منطقه و ذخائر آن در برابر تهاجم رقبا از جمله روسیه و چین باشد. 

از مدتها پیش بعنوان یك ضرورت قطعی از جانب غرب احساس شده است، كه غائله «داعش» با فرماندهی یك انگلیسی تبار مقیم كویت و با سرمایه گذاری عربستان سعودی و امارات و تهاجم تركیه اردوغان به سوریه و عراق برپا شده است، با هدف تغییر نقشه «خاورمیانه عربی»  بوده است.

اینجانب چند سال پیش طی مقاله ای از تئوری مطروحه از سوی «پیت»(نخست وزیر انگلیس در سده هیجدم، كه با شعار «ضرورت استقرار یك سرباز نیرومند در اروپای مركزی» مطرح شد كه منظور تقویت پروس بود و سپس آلمان متحد و با هدف حفظ «موازنه قوا» در اروپا، مطالبی نوشتم و از آن بعنوان الگوئی كه بتصور من بنا است در مورد ایران پیاده شود، بحث كردم، كه بنظر میرسد «سازندگان سیاست در جهان»، اكنون بدنبال اجرای آن هستند.

ایران آوردگاه اراده آریای خلاق، زادگاه حضرت ابراهیم(ع) فرزند تارخ، نوه ارفخشد نتیجه  سام و نبیره حضرت نوح نبی(ع) كه زادگاه حضرت ابراهیم در استان دیار بكر در منطقه كردنشین تركیه واقع است كه در گذشته این بخش از تركیه استمرار خاك ایران بود كه كاخ نمرود نیز در همین شهر شادلی اورفا بود كه نمرود میخواست حضرت ابراهیم(ع) جد حضرت محمد(ص) را به آتش بكشد كه ضمناً ایران خاستگاه كورش كبیر هخامنش نیز بود، بدلیل وضع ژئوپلیتیك و ژئو استراتژیك و نیز ژئو اكونومیك از دیدگاه غرب كشوری مهم تلقی  می شود كه میتواند خلأ ناشی از سقوط كشورهای ساختگی در شرق سوئز را پر كند و «موازنه قوا» را در آسیای غربی تضمین نماید، و لذا غرب درصدد تفاهم با ایران بمنظور كسب كمك برای استقرار نظم «خاورمیانه جدید» است.


با این تفاصیل و بمنظور پر كردن خلا ناشی از سقوط كشورهای ساختگی در شرق سوئز(كه مصداق نظم قدیم هستند) و بمنظور استقرار «موازنه قوا» در خاورمیانه و حوزه خلیج فارس، برداشت من از شرایط و اوضاع، چنین استنباطی را طرح میكند كه بنا است میهن ما همچنان فرایند صنعتی شدن را ادامه دهد و بتدریج به «آلمان آسیا » بدل شود، كه البته تحقق این اهداف مشروط خواهد بود به :

 1- پرداخت غرامت جنگ تحمیلی از سوی عراق و 2- استرداد اموال غارت شده از سوی خاندان ننگین آلشتی، باصطلاح پهلوی به ایران و 3- عدم دخالت خارجیان در نظام ارزشی میهن ما كه بر پایه دو اصل افتخار آفرین ناسیونالیسم ایرانی – آریایی و اسلام تشیع استوار شده است.


نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
فیلم
آب و هوا
كمينه:۶°
بیشینه:۱۶°
وضعيت:صاف
سرعت باد:۱۲.۸۷ km/h
رطوبت:۶۰%
 
۱۶ | ۶
تصاویر